محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
393
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اقتدارش نهاد و ساحت با ارادت كشور عراق ، بل ساير ممالك باتّفاق بفرّ وجود معدلت ورودش زيب و زينت فردوس برين داده ابواب جهاندارى بر روى روزگار اقبال آثارش برگشاد . حاكم ضبط و سياستش بدست قدرت و استيلا در پيش راه يأجوج آرزو ، سدّ سديد بست و شحنهء قهر و مهابتش ، بسرپنجهء مكنت و استعلا ، خارهاى خواهش و تمنا در دل ارباب فجور بزجر عنيف « 1 » و منع شديد شكست . پس بنابر دو جهت ، يكى عدم قدرت بر وصول اسباب مرادات نفسانى و حصول مستلذات جسمانى و يكى از بيم بأس و سطوت و سخط عقوبت پادشاه ذو صولت ، بعضى از امراء مثل محمد شريف خان ولد حسين بيگ قورچى تير و كمان نواب شاه دين پناه و سلطان محمود خان ولد پيره محمد خان و سلطان خان نبيرهء عبد اللّه خان و مراد خان ولد ايقوت سلطان و مرشد قلى سلطان ولد ولى خليفه و محمد سلطان كوتوال و جعفر سلطان چاوشلو و محمد على عسس قزوينى ، اگرچه آن مردك در سلك امرا نبود . از پرتو التفات پادشاه سكندر اساس رتبهاش از اكثر امراى عظام گذشته بود [ و ] از جملهء مقربان كسى بقرب و منزلت او نبود ، با يكديگر اتّفاق نموده با غواى ابليس لعين كه ارباب غوايت و ضلالت را بئس القرين و بىدولتان شقاوت آثار و بىسعادتان غباوت كردار را امامى مبين است ، در تاريخ اواخر ذى حجهء « 2 » سنهء تسع و تسعين و تسمائه ، در وقتى كه موكب نصرتنشان . لواى توجه بصوب دار السلطنهء اصفهان مرتفع ساخته بود ، از اردوى ظفر قران گريخته همعنان ، بولايت گيلان رفتند و بوالى آنجا خان احمد ملتجى گشته آن حضرت باقتضاى مروّت ايشان را در جوار خود جاى داده ابواب احسان بر روى روزگارشان بر گشود و پيوسته آن جماعت را از صدور اين مخالفت تخويف نموده نصايح سودمند ميفرمود .
--> ( 1 ) - م : عنف ( 2 ) - د : حجه مجه